پیشکش به تکیلا ی عزیز که صحبت با اون منو می بره به کودکی...

من و یه دنیای غریب ، تو این شبای سوت و کور
خاطره های در به در ، خاطره های دورِ دور
تو ذهن من وول میخورن ، خاطره های کودکی
لواشک و قهقهه و ، آدامسای بادکنکی
بازی گرگم به هوا ، جر زدن منِ کلک!
گل کوچیک و پنجره ها !، به جون خریدن کتک!
صف بستن تو مدرسه، انگولکِ همیشگیم
بابا همیشه نون داره !... اگه بخوایم دروغ بگیم!!
مامان داره آش می پزه ، آش رشته های داغ داغ ......
من و یه دنیا خاطره ، تو این اتاق بی چراغ!
این روزا ، توی شهر ما ، قحطی آدم برفیه
عشقا دروغکی شدن ، دوست دارم ها حرفیه!
بز بز قندیمون کجاس ؟ گرگه به جای بز شده
بانوی خوب عشق من ، جادوی شهر اُز شده !
هنوز صدای شیهه اسب زورو تو گوشمه
آهای رابین ! بدون تو ، جنگل ما جهنمه!
میخوام جلوی عکس تو ، یواشکی ولو بشم!
برای دزدیدن تو ، دلم میخواد زورو بشم!
دوست ندارم گنده بشم ، مثل گالیور آس و پاس
کی گفته که این گالیور ، عاشق فلرتیشیا س؟
تو کار خوب عشقمون ، آدم بدا دقیق شدن
دشمن همیشه دشمنه ، رفیقا نارفیق شدن !
تو دوری از من و دلم ، برات گرفته نازنین !
بچگیمو به من بدین ، فقط همین ، فقط همین!
دی ۱۳۸۲- پویا

ببین ..
تکلیفمو روشن کن ..
میای پیشم یا نه ..
تصمیمتو بگیر ..
اگه نمیای بگو تا برم پیش همون زن احمقم ..
احمق ..؟
آره ..احمق ..
اگه احمق نبود که می تونست بفهمه
همیشه لبام طعم اون رژ بنفشتو میده ..
به قلم فریاد خاموش که می خواد از امروز بیشتر در باره این زندگی لجن بنویسه ..



