روح صعود را می خواهد...جسم نزول را...
و تو میان این دو نقطه متضاد حیران ایستاده!!!
و هر روز به عمق نزول نزدیکتر می شوی....
باور می کنم که تو تقصیری نداری ....
تمام تقصیر از آن نیروی جاذبه نزول است.
نرگس...

این سیم ها صدای تو را سرد می کند
احساس های سبز مرا زرد می کند
تا حرف می زنی دل من بغض می کند
و حرف های توی دلم درد می کند
این سیم های لعنتی از من برای تو
یک جسم بی تفکر و بی منطق آفرید
این سیم های لعنتی از تو برای من
تندیس سرد و سنگی یه عاشق آفرید
من مانده ام که حرف دلم را ، دلی اگر . . .
مانده ، برای تو به چه لحنی بیان کنم
تو مانده ای که با همه آشفته حالی ام
آخر چگونه عاشقی ام را عیان کنم
این سیم ها صدای سکوت من و تو را
تا مرز حرف های جدایی رسانده است
از انتظار خوب تو را دیدنم مرا . . .
تا یک جنون تلخ کذایی رسانده است
شاید گناه از من و از این ترانه هاست
یا از صدای عاشقی من که بی صداست !
از هر چه باشد آه . . . که باور نمی کنم
لحن تو هر چه سرد شود باز بی ریاست
این سیم ها صدای تو را سرد می کند
این سیم ها که رابط مسموم بین ماست
لعنت به هر چه فاصله بین من و تو هست
لعنت به هر چه باعث این سردی صداست . . .

از دفتر 

