این چند نفر



طراحی سایت طراحی سایت
طراحی و بهینه سازی سایت
ثبت دامنه و هاست لینوکس

X
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

برو از پیشم
دیگه نمی خوام ببینمت
ولی نه به این خاطر که تمامِ مدتی که پیشم بودی ،منو ندیدی
برو از اینجا،
نه به این دلیل که توی این یه سال دوستم نداشتی
برو
فقط بخاطر اون دلیل لعنتیت که باعث شده الان دوستم داشته باشی
برای همیشه از پیشم برو

(اگه از این اخلاقها نداشتم که پسرک تنها نبودم)

 

 

نوشته شده در جمعه 30 دی ماه سال 1384ساعت 11:12 AM توسط دژاوو نظرات (3)|

من چه ساده دل به تو بستم
و تو چه ساده دلم را شکستی
سادگی من و تو عجیب شبیه هم است !

نوشته نرگس که افتخار می کنه به اینکه آلبالو برادرشه

 

 

نوشته شده در سه شنبه 27 دی ماه سال 1384ساعت 8:35 PM توسط بانوی مهتابی نظرات (7)|

من چه ساده دل به تو بستم

و تو چه ساده دلم را شکستی

سادگی من و تو عجیب شبیه هم است !

نوشته نرگس که افتخار می کنه به اینکه آلبالو برادرشه .

 

نوشته شده در سه شنبه 27 دی ماه سال 1384ساعت 8:15 PM توسط بانوی مهتابی نظرات (0)|

 

 

نمی توانم جلوی لبخند خودم را بگیرم

گاهی خنده بیخ گلویم را می گیرد.

آخرش هیچ کس نفهمید ناخوشی من چیست

همه گول خوردند! ..

 

نوشته صادق هدایت

انتخاب از : آلبالو

نوشته شده در یکشنبه 25 دی ماه سال 1384ساعت 8:53 PM توسط آلبالو نظرات (9)|

 

داری گریه می کنی عزیزم؟
- من؟ نه!
پس چرا چِشات پرِ اشکه؟
- آها اینارو می گی؟! نه بابا مالِ پیازه!!
پس کو پیازش؟
- پیاز؟! کدوم پیاز؟؟!! من گفتم پیاز؟
آره فکر کنم!
- آها. نه ! هوا گرمه چشمام عرق کرده!!
آره. هوا که خیلی گرمه!

- نوشته پسرک تنها  همراه با یه عالمه تبریک بخاطر عید

 

 

نوشته شده در سه شنبه 20 دی ماه سال 1384ساعت 10:22 PM توسط دژاوو نظرات (5)|

 

عشق نور است
عقل ذره بین
من از این می ترسم که عشقم
تنت را بسوزاند
وقتی مدام به تو فکر می کنم ...


* آلبالو

نوشته شده در چهارشنبه 14 دی ماه سال 1384ساعت 07:02 AM توسط آلبالو نظرات (21)|

 

تو زندگیمو به لجن کشیدی
همیشه برای یه لقمه غذا باید زبونم دراز باشه
از صبح تا شب غُرغُر می کنم
چون
تو منو یه قورباغه آفریدی خدا!

پسرک تنها (دور از جون!)

نوشته شده در یکشنبه 11 دی ماه سال 1384ساعت 6:15 PM توسط دژاوو نظرات (7)|

 

کلید را که می اندازی و میپیچانی
دری باز می شود
کلید را که نداری
خودت را هرچقدر که بپیچانی هم
دری برایت
باز نخواهد شد

آنتوان آلبالو !

 

 

نوشته شده در جمعه 9 دی ماه سال 1384ساعت 06:18 AM توسط آلبالو نظرات (9)|

 

برق می رود
توی تاریکی آرامش بیشتری داری
یک سیخ کبریت و سی دانه شمع
دونه دونه با آرامش شمع ها را روشن می کنی
شعله کبریت نوک انگشتاتو می سوزونه
ولی بهش قول دادی ... فقط با یه دونه
حالا سی تا نقطه نورانی .. شبیه سی تا ستاره توی آسمون شب ... توی خونه اس
بهش نگاه می کنی
توی چشاش سی تا نقطه نورانی می درخشه
روبروش می شینی
دستاشو می گیری
دست راستتو می گیره و نوک انگشتاتو که از شعله کبریت سوخته ؛ می ذاره روی لبش
توی چشاش نگاه می کنی
همه چیز ساکته
سوسک ها و موش ها و پروانه ها و عنکبوت ها .. همه در یک سکوت پر از هیجان
خدا هم سکوت کرده
پشت پنجره صدوهفده روح گدا ( که صداقت رو گدایی می کنن ) چسبیده به شیشه با چشم هایی بدون حدقه نگاهت می کنند
دو قطره اشک درست در انزوای چشمات آماده یک جریان لذت بخشند
شعله های شمع می رقصند
رقص در سکوت
لب پایینیت می لرزه
با صدای آروم و شمرده عمیق ترین احساست رو ( شبیه کسی که اعتراف می کند ...) به زبون میاری
و تموم سعیتو می کنی که حرمت و قداست این واژه ها رو با نهایت صداقتی که توی گفتنشون داری حفظ کنی
تموم گوش های منتظر اتاق صداتو می شنون که می گی :
- ... دوستت دارم .
گونه های صد و هفده روح سرخ می شود
و دو عنکبوت پیر به یاد روزهای خوب نه چندان دورشان به هم نگاه می کنند
دستهایت بدون شرم با دستانش معاشقه می کنند
و چشم ها هزار حرف نگفته را ... بدون هیچ صدایی ... به هم می گویند
سکوت و .... خلسه
ناگهان تمام چراغ ها روشن می شود و صدای تلویزیون با موسیقی گوشخراشش بلند می شود
موش ها و کنه ها و سوسک ها و تو و او همه بلند می گویید :
ـ  اههههههههههه
ارواح ترسیده و هراسان به گوشه های آسمان فرار می کنند
عنکبوت ها می خزند درون حفره های گوشه اتاق
و سوسک ها می دوند طرف حمام
تو دنبال کنترل تلویزیون می گردی تا خفه اش کنی و او می رود تا غذای سوخته را از توی فر بردارد
تمام شمع ها از خجالت آب شده اند
از ضیافت شبانه ات فقط رد سرخ رنگ روژ لب او  ؛ روی نوک انگشتانت باقی مانده
لبخند می زنی و به این فکر می کنی لبان داغ او چگونه مرهمی برای سوختگی دستانت بود
آن شب غذای سوخته ؛ چقدر خوشمزه بود .

یکی از نوشته های قدیمی آلبالو  ( ۹ دی ۸۲ )

 

نوشته شده در سه شنبه 6 دی ماه سال 1384ساعت 05:33 AM توسط آلبالو نظرات (12)|