مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

روزی که به دنیا اومدی داشت بارون می اومد
اما اون روز هوا بارونی نبود این فرشته ها بودن که داشتن گریه می کردن
چون یکی ازشون کم شده بود ...
تقدیم به آلبالوی عزیز

نرگس...

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 اسفند ماه سال 1383ساعت 9:45 PM توسط آلبالو | 6 نظر



مهم این نیست که بهش بگی دوستت دارم ...
یا براش بنویسی دوستت دارم .
همین که عشقت رو بهش ابراز کنی کافیه .

فقط همین....


نرگس...
+ نوشته شده در پنجشنبه 26 آذر ماه سال 1383ساعت 12:00 PM توسط آلبالو | 8 نظر



هرگز هیچ حسرتی در دنیا
اینچنین یکجا جمع نمی شود
که در این سه واژه کوتاه
او دوستم ندارد....


نرگس..

+ نوشته شده در یکشنبه 15 آذر ماه سال 1383ساعت 5:51 PM توسط آلبالو | 13 نظر




دیگر هیچ کششی هیچ جاذبه ای احساس نمی کنم....
باور کن حتی واژه بودن هم عذاب آور شده
من نبودن را ترجیح می دهم ...
من در همین لحظه و در همین ثانیه و در کمال صحت و سلامت اقرار می کنم ...
اقرار می کنم در برابر درگاه تو  ؛ حتی حاضرم در مقابل تمام بندگانت فریاد بر آورم :
من از همان زمان که نیست بودم از همان زمانی که حتی مولکول ناقابلی هم نبودم هیچ درخواستی برای هست بودن خود نداشته ام ...
باور کن ....باور کن که در هستی من اشتباهی رخ داده ...
و من هنوز هم فلسفه جبر و اختیار تو را درک نکرده ام؟؟؟


نوشته نرگس

+ نوشته شده در سه شنبه 21 مهر ماه سال 1383ساعت 5:13 PM توسط آلبالو | 4 نظر


روح صعود را می خواهد...جسم نزول را...
و تو میان این دو نقطه متضاد حیران ایستاده!!!
و هر روز به عمق نزول نزدیکتر می شوی....
باور می کنم که تو تقصیری نداری ....
تمام تقصیر از آن نیروی جاذبه نزول است.


نرگس...

+ نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور ماه سال 1383ساعت 8:09 PM توسط آلبالو | 17 نظر




دیدت نسبت به همه چیز و همه کس مثبته ...
عادت کردی که همیشه احساست رو واقعا همونطوری که هست بدون هیچ فریب و دورنگی بگی ...
همیشه سعی کردی صداقت حرف اول رو توی زندگیت بزنه ...
همیشه سعی کردی دلیل دوست داشتن هاتو پیدا کنی ...
دوستش داری چون ....
چون
همدیگه رو درک می کنین ...
چون وقتی با اونی از زندگیت لذت می بری...
چون اون خیلی از تو بهتره ......
چون توو اون مکمل همدیگه هستین ....
چون 2 خیلی بهتره از 1 ....
اما ...
یه روز متوجه می شی که در اشتباه محض بودی ...
حالت از همه استدلال هاش در توجیه عشق و علاقش بهم می خوره ...
یه جورایی عقت می گیره
احساس می کنی با یه موجود عصر حجری روبه رویی نه یه انسان دارای عقل شعور و احساس....
دوست داره نه به خاطرخودت نه به خاطر احساست یا خصوصیات اخلاقیت یا هر دلیل قابل قبول دیگه ای ...
دوست داره فقط به خاطر جسمت به خاطر زیباییت به خاطر خیلی چیزای پست ومزخرف دیگه ای که فکرکردن درباره شون حالتو بدتر می کنه....
حالا دیدگاهت صدو هشتاد درجه فرق می کنه و ....
احساس می کنی که
عدد یک خیلی بهتر و پاکتر و صادقتر و دوست داشتنی تر از عدد دو ست ..

نوشته نرگس

+ نوشته شده در شنبه 14 شهریور ماه سال 1383ساعت 03:19 AM توسط آلبالو | 17 نظر




-
عزیزم تولدت مبارک...
- اوه ممنونم که به فکرم بودی اما ...
- اما چی؟
- اما توی این جعبه خوشگل که خالیه!!
- نه عزیزم توی این جعبه به ظاهر خالی نزدیک به هزار تا بوسه گذاشتم
تا هر وقت دلتنگم شدی یکی ازاون بوسه ها رو مصرف کنی...



نوشته نرگس...

 

+ نوشته شده در شنبه 27 تیر ماه سال 1383ساعت 01:34 AM توسط آلبالو | 12 نظر

<< 1 2 3 4 5 >>