جمعه 31 خرداد ماه سال 1387
یک عاشقانهء آرام



مثل آسمان می مانی
دوستت دارم اما نمی توانم داشته باشمت ،
خورشید نگاهت می سوازندم و خیال ماهت آرامم می کند ،
ستارگان وسوسه ات چشمک زنان مرا به سویت می خوانند و ابرهای سیاه خشمت مرا با رعدهای عصیانت از خویش میرانندم ،
بر من گسترده ای و در تو گم گشته ام ،
باران غصه هایت بی تابم می کند و نسیم نیمروزت به خواب می کشاندم ،
وصل تو پرواز من است در میانهء خوابم ، پرواز برای فتح تو
و تو تسلیم منی ، بالهای خیالم گسترده تر از توست و تو وسیع تر از نیاز من ،
بیداری ام را نخواه وقتی درآن امیدی برای رسیدن به تو نیست ،
مرا به خود بخوان با چشم های خواب آلوده ام ،
بگذار تو همیشه آسمان من باشی و من تنها پرندهء عاشقت ...





یکشنبه 5 خرداد ماه سال 1387
برای تو



آفتاب می تابد ،
می تابد رختی از نور بر تنم ،
داغ  ،
مثل حسی که توی رگ هایم می دود ،
می دود  ،
مثل دختر بچه ای که بادبادکش را باد برده است ،
تند ،
مثل طعم فلفلی که وقتی حواسم پرت است توی ظرف سوپ می پاشد ،
می پاشد ،
قطره های باران را ابر مهربان بر صورتم ، بعد از ظهر اردیبهشت ،
اردیبهشت ،
آفتاب هست و باران هست و تو نیستی و انگار هیچ چیز هست و همه چیز نیست،
داغ می دود ، تند می پاشد ،
دل توی دلم نیست ، دلم نیست ، تو نیستی و این اشتراک  نامطلوب تازیانه می زند به پشت پلک های بسته ام،
کاش آفتاب می بارید و باران می تابید و تو بودی ،
اگر اینجور ، ناجور بود ، همه چیز جور بود ،
آی مهربانی که به تو اخم کردن نمی آید ،
لجبازی ات درپشت  پنهان کردن خنده هایت مور مور می کند ،
زیر بارانی یا که آفتاب یادت نرود چترت را ببری ؛
نمی خواهم خدا از آن بالا ببیندت ،
آخر ، خدا هم مثل من ، زود عاشق می شود ...


چهارشنبه 28 فروردین ماه سال 1387
عدل



- تو را نه عاشقانه 
و نه عاقلانه 
 و نه حتی ، عاجزانه ...
که تو را
عادلانه
در آغوش می کشم ،
عدل مگر نه آنست که 
هر چیزی در جای خویش قرار گیرد ؟


پنجشنبه 8 فروردین ماه سال 1387
* سیب های سرخ حوا

- وقتی می دوی و لپات گل میندازه
تازه می فهمم معنی سیب سرخ  چیه ...
تنها سیب های سرخی که فقط میشه با بوسه چیدشون .


سه شنبه 6 فروردین ماه سال 1387
* سرخ و سیاه

آسمان بارانی و سقف اتاقم چک و چک
چشم های خیس یعنی مغز من بارانی است
رعد و برق و غرغر و طوفان و باد و اضطراب
وضع بیرون و درونم ، بی گمان بحرانی است
شب دراز و سرد و خیس و ساکت و محزون و تلخ
ماه امشب ؛ پشت ابر تیره گون مهمانی است
چشم هایم قرمزاز بی خوابی و سرخ از جنون
ظاهرا در حالت بد ، رنگ ها شهوانی است ...



جمعه 2 فروردین ماه سال 1387
موشواره

سال mouse مبارک

پسرک تنها


دوشنبه 13 اسفند ماه سال 1386
تولد یه آلبالو


عزیزترین برادر ...
دوست داشتنی ترین دوست ...
و خوبترین مرد ...

            تولدت مبارک   

ورونیکا